تبلیغات
♥웃 ♥ جاده زندگی ♥웃 ♥ - نامه ی بابالنگ درازبه جودی ابوت!
جودی! کاملا با تو موافق هستم که عده ای از مردم هرگز زندگی نمی کنند
 و زندگی را یک مسابقه دو می دانند و می خواهند هر چه زودتر بـه هدفی
که در افق دوردست است دست یابند و متوجه نمی شوند که آن قدرخسته
 شده انـد که شاید نتوانند بـه مقصد برسند و اگر هم برسند ناگهان خود را
در پـایـان خط می بینند. درحالی که نـه بـه مسیر توجه داشته اند و نه لذتی
ازآن بـرده اند دیر یـا زود آدم پیـر و خسته می شود درحالی کـه از اطراف خود
غافل بوده است. آن وقت دیگر رسیدن بـه آرزوها و اهداف هم بـرایش
بی تفاوت  می شود و فقط  او می مانـد و یـک خستگی بی لـذت و فرصت
و زمـانی کـه ازدست رفتـه و بـه دست نـخـواهد آمـــــــــــد. ...
جودی عزیزم! درست است، ما بـه اندازه خاطرات خوشی که از دیـگران داریم
 آنها را دوست داریم و به آنها وابسته می شویم.
هـر چـه خـاطرات خوشمان از شخصی بیشتـر بـاشــد عـلاقـه و وابـستـگی

مـا بیشتـر می شـود.پـس هـرکسی را بیشتـر دوست داریـم
و می خواهیم که بیشتر دوستمان بدارد باید برایش خاطرات
 خوش  زیـادی بسـازیـم تـا  بـتـوانیـم  در دلش ثبت  شویـم .


تاریخ : پنجشنبه 30 آبان 1392 | 12:21 ق.ظ | نویسنده : mehrabon | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • میرک